السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

654

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

بخشش مىنمايم ، پس به نزد آن مرد رفت و او را سوگند داد تا عذرش را بپذيرد و او را رسوا نكند ، اين بار هم مرد همسايه او را يارى كرد و به او گفت : اين بار پادشاه مىخواهد بپرسد رؤياى خود را در چه زمانى ديده ، به او بگو زمان گوسفند . باز هم او به نزد پادشاه رفت و ماجراى رؤياى پرسيدن تكرار شد و پسر در جواب پادشاه طبق گفته مرد همسايه عمل كرد و گفت : زمان گوسفند ، اين دفعه پادشاه به او صلهء فراوانى داد و او مردّد بود كه صله را به مرد همسايه بدهد يا نه ، سرانجام نفسش غالب شد و باز هم پاداش را به تنهايى براى خود برداشت . مدّتها گذشت ، تا دوباره پادشاه خوابى ديد و به دنبال او فرستاد ، پسر با درماندگى و پشيمانى اين بار هم به نزد همسايه رفت با التماس و خواهش از او خواست از خطايش درگذرد و ماجرا را با او در ميان گذارد ، مرد همسايه گفت : اين بار وقتى پادشاه از زمان خواب خود پرسيد ، بگو اكنون زمان ميزان و ترازوست . وقتى پسر به نزد پادشاه رفت ، پادشاه گفت : تو را براى چه امرى فرا خوانده‌ام ، پسر گفت : براى پرسش از زمان رؤياى خود ، اكنون زمان ميزان و ترازوست ، پادشاه اين بار هم پاداش فراوانى داد و پسر اين بار همه مال را به نزد مرد همسايه آورد و تسليم او كرد ، مرد گفت : زمان اوّل زمانهء گرگ بود و تو مانند گرگها طمع ورزيدى و پاداشى به من ندادى ، زمان دوّم زمانهء ميش ( گوسفند ) بود و تو مثل ميش مردّد و ترسو بودى ، خواستى پاداش مرا بدهى ، امّا ندادى ، اين بار زمان ترازوست و تو حقّ مرا همراه خود آورده‌اى ، امّا من احتياجى به آن ندارم ، آن را بردار و ببر و مال را به او بازگرداند . شايد منظور امام ( ع ) از نقل اين حكايت اين بوده كه در اين زمان وفاى به عهد وجود ندارد و اگر زمان ظهور را درك كردى در آن زمان دوستان صديق و آشنايانى خواهى داشت و مىتوانى اين ماجرا را با آنها بيان كنى ، در غير اين صورت شايع شدن اين مسأله منجر به شيوع فساد و بىوفايى و بد عهدى ميان مردم مىگردد . در همان مأخذ از حسن بن جهم نقل شده : از امام كاظم ( ع ) شنيدم كه فرمود : عابدى در ميان بنى اسرائيل 40 سال به عبادت حقّ مشغول بود ، سپس يك قربانى به درگاه خدا عرضه كرد ، ولى از او پذيرفته نشد ، آنگاه خطاب به نفس خود گفت : هر چه بر من مىرسد از دست توست و همه گناهان من از ناحيهء توست ، آنگاه خداى متعال به او وحى كرد : اين بدبينى و متّهم كردن نفست نزد من از عبادت چهل سالهء تو برتر و